جستجو

ارسال مقاله

آر اس اس پایگاه

پنل کاربران

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 
عضویت
رمز را فراموش کردید ؟

جدید ترین مطالب

بازدید کنندگان عزیز میتوانند برای دریافت مقالات بیشتر به آدرس www.3law.ir مراجعه نمایند.

اثرمحجوریت درانعقاد عقدعاریه

بازدیدها: 2446 نویسنده: danialbanihashemi تاریخ: 10 شهریور 1394 نظرات: 0

اثرمحجوریت درانعقاد عقدعاریه


 

سیددانیال بنی هاشمی خالدی

مقدمه)

 

درابتدای سخن می توان گفت که بررسی مفهوم محجوریت درانعقادعقدعاریه مستلزم این است که با دو مفهوم محجور وعاریه آشنا شویم برهمین اساس ماابتدا عاریه وحجر راتعریف وسپس آن راتحلیل وبررسی می کنیم.

 

عاریه:عاریه عقدی است که به موجب آن احدطرفین به طرف دیگراجازه می دهدکه ازعین مال او مجاناّ منتفع شود...(م 645 ق.م) ازاین تعریف چنین بر می آیدکه 1)عاریه برخلاف ایرادهایی که به آن شده عقداست. 2)اثرآن«اجازه انتفاع» است نه تملیک منفعت یادادن حق انتفاع.(1)

آنچه مسلّم است این است که درانعقاد عقدعاریه یکسری شرایط عمومی ویکسری شرایط اختصاصی لازم است که برای بیان بخشی ازشرایط عقدعاریه بایستی آن را درعالم قرارداد بررسی کنیم.

 

اهلیّت به عنوان یکی ازشرایط صحت قراردادها می باشد که به معنای توانایی قانونی شخص برای دارا شدن حق یا اعمال واجرای آن می باشد.

 

به طورکلی اهلیّت بردونوع است: یکی اهلیّت تمتّع(اهلیّت الوجوب) ودیگری اهلیّت استیفاء(اهلیّت الاداء).(2)

 

اهلیّت تمتّع به معنای توانایی شخص برای داراشدن واهلیّت استیفاء نیز به معنای توانایی شخص برای اجرای حق است.

 

درمورد اهلیّت می توان گفت که شخصی که اهلیّت تمتّع داردممکن است بتواندحقوق خودرا هم به موقع اجراگذاردوبه عبارت دیگر دارای اهلیّت استیفاء نیزباشد.

 

امّا می توان گفت که عدم اهلیّت استیفاء درحقوق مدنی موجب حجر است وشخصی که اهلیّت استیفاء نداردمحجور نامیده می شود.(3)

 

به طورخلاصه محجورین اشخاصی هستند که به علت صغرسن یااختلال قوای دماغی نمی توانند درامورخودآزادانه تصرف کنندواعمال حقوقی که برای حیات انسان لازم است انجام دهند وازاین روبه حمایتهای قانونگذار نیاز دارند.(4)

اما آنچه که مدنظرماست این است که محجورین چه تأثیری درانعقاد عقد عاریه به وجود می آورند؟ آیا

 

1.ر.ک.:ناصرکاتوزیان،دوره مقدماتی حقوق مدنی،درسهایی ازعقودمعین،ج2،ش34،ص39

 

2.ر.ک.:سیدحسین صفایی وسیدمرتضی قاسم زاده،حقوق مدنی،اشخاص ومحجورین،ش178و179،ص179و180

 

3.ر.ک.:سیدعلی شایگان،حقوق مدنی،ش72،ص171

 

4. ر.ک.:سیدحسین صفایی وسیدمرتضی قاسم زاده،حقوق مدنی،اشخاص ومحجورین،ش174،ص177

 

محجور می تواند مالی رابه عاریه بدهد یا مالی رابه عاریه بگیرد؟

 

پیرامون محجورین و اقسام آن هادرحقوق مدنی به طورکلّی بیان شده امااگر بخواهیم به طور اختصار اقسام محجورین رابررسی کنیم می توانیم بگوییم که محجورین دارای سه قسم اصلی است چراکه قانون مدنی درماده 1207 تنها محجورین رابه سه مورد اشاره کرده است که عبارتند از 1) صغیر 2)غیررشید 3)مجنون(1)

 

1.برای توضیح بیش تررجوع کنیدبه:ناصرکاتوزیان،قانون مدنی درنظم حقوقی کنونی،ص727 وسیدعلی شایگان،حقوق مدنی،ش67و68،ص168

 

گفتاراول_وضعیت صغیردر انعقاد عقد عاریه

 

صغیر: صغیر عرفاً شخصی است که سن او هنوز به حدی نرسیده که درزندگانی قضایی شرکت کند.

 

مراحل صغر:1)صغیرممیز 2)صغیرغیرممیز 3)صغیررشید(کسی که به سن هیجده نرسیده اما رشد او ثابت شده است).(1)

 

قبل ازاینکه وارد بحث اثر محجوریت درانعقاد عقدعاریه شویم بایستی بدانیم که محجورین به سبب اینکه فاقداراده حقوقی(انشایی) هستند نمی توانند عمل حقوقی انجام دهند واگربه ظاهر اقدام به چنین عملی نمایند بایستی آن راباطل وبلااثر پنداشت.

 

الف) وضعیت صغیرممیز درانعقاد عقدعاریه

 

از آن جایی که گفته شدبایستی درمورد معاملات صغیربین صغیرممیزوصغیرغیرممیزتمایز قائل شد.آنچه راکه می توان درمورد صغیرممیز گفت عدم نفوذمعاملات صغیرممیز است زیرا می دانیم که صغیرممیز طبق م 1212 ق.م  قصدانشاء می تواند داشته باشدوفقط ازجهت رضایت، نقص درمعامله او موجود است ونقص دررضاهم نمی تواند سبب بطلان عقدباشد البته رأی اصراری ورویه قضایی هم مؤید این نظرمی باشد.(2)

 

به طور کلی می توانیم چنین سؤالی رامطرح کنیم که آیا صغیرممیز می تواند عاریه قبول کند؟

 

درمقام پاسخ به این سؤال می توان گفت که درامکان عاریۀ صغیرممیزی که بااذن یااجازه ولی یاقیّم خودمالی رابه عاریه می گذارد یابه عنوان مستعیر آن رامی پذیردتردید نباید کرد البته برخی ازاستادان حقوق گفته اند که صغیرممیز می تواندعاریه بگیرد.(3) درتأییداین نظر ممکن است گفته شود که این عمل صرفاً نافع ومانند قبول هبه وحیازت مباحات است وازاین مشمول بنددوم م1212 ق.م است بعلاوه باقبول عاریه صغیرممیز درمال خود تصرف نمی کندوآنچه براوممنوع است تصرف دراموال خوداوست لیکن این نظر قابل ایراد است زیرا باقبول عاریه مال موردعاریه برای انتفاع مجانی دراختیار صغیرقرار می گیرد وممکن است اوچنانکه باید نتواند آن راحفظ کند وبدین جهت مسئول شناخته شود پس نمی توان آن راباقبول هبه که یک عمل صرفاً نافع است وهیچ گونه  تعهد ومسئولیتی برای صغیرایجادنمی کندقیاس کرد همچنین قبول عاریه باقبول حق انتفاع ،حق ارتفاق ووقف خاص قابل قیاس نیست زیرا دراین اعمال مال به تصرف صغیرداده نمی شود وبه وسیله ولی اداره می شود برخلاف مال موردعاریه که به منظوراستفاده شخصی دراختیارصغیرقرارمی گیرد وبه همین

 

1.ر.ک.:سیدعلی شایگان،حقوق مدنی،ش72،ص171

 

2.سیدحسین صفایی،دوره مقدماتی حقوق مدنی،ج1،ص84 ورأی اصراری هیأت عمومی دیوانعالی کشور،ش2/38،مورخ17/2/1339

 

3.ر.ک.:سیدحسن امامی،حقوق مدنی،ج5،ص252

 

 

 

جهت اذن ولی دراین موردلازم است.(1)

 

البته درکتب فقهی نیزتصریح شده است که صغیرمأذون می تواندعاریه بدهد وعاریه بگیرد.(2)

 

به هرحال چون قبول عاریه عملی صرفاًنافعی نیست واحتمال سودوزیان داردبه اذن ولی نیازمنداست وبدون اذن آن غیرنافذاست.

 

ب)وضعیت صغیرغیرممیزدرانعقادعقدعاریه:

 

در بطلان عاریه صغیرغیرممیزتردیدی وجود ندارد زیرا صغیرغیرممیز هم نه تنها نمی تواند مصلحت خویش رادرامور مالی رعایت کندبلکه به علت نداشتن نیروی تمیز نمی تواند انشای اعمال حقوقی راقصدکند صغیرغیرممیز به علت فقدان قصد حتی نمی تواند تملک بلا عوض کند ونمی تواند مالی راکه به رایگان به اوصلح یاهبه شده بپذیرد(م 1212 ق.م)(3)

 

چراکه صغیرغیرممیز ازنظر طبیعی استعداد انجام معامله راندارد وقانون هیچ اثری برارادۀ او نمی گذارد واعمال واقوال اونمی تواندمنشأ حق وتکلیف شود یابه وجهی دردارایی اواثرکند زیرا همچنان که گفته شد:صغیرفاقد قصداست واعمال او هیچ نوع اعتباری ندارد.

 

1.ر.ک.:سیدحسین صفایی،دوره مقدماتی حقوق مدنی،ج2،ص120

 

2.برای توضیح بیش تررجوع کنیدبه:شهیداول،لمعه دمشقیه،ج1،کتاب عاریه،ص312 وآیت الله حسین نوری همدانی،رساله استفتائات،ش2344،ص464 وشیخ محمدحسن نجفی،جواهرالکلام،ج26،ش58و59 ومسعودانصاری ومحمدعلی طاهری،دانشنامه حقوق خصوصی،ج2،ص1345

 

3.ر.ک.:ناصرکاتوزیان،دوره مقدماتی حقوق مدنی،اعمال حقوقی(قرارداد-ایقاع)،ش111..،ص111

 

گفتاردوم_ وضعیت سفیه درانعقاد عقدعاریه :

 

سفیه وبه تعبیرق.م غیررشید:کسی است که تصرفات اودراموال وحقوق مالی خودعقلائی نباشد(م1208 ق.م)

 

البته نظرقانونگذاردر مورد سفیه وتعبیرآن به غیررشید قابل انتقاد است چراکه دومعنی دارد یکی صغیری که رشداوثابت نشده ودیگری کبیری که سفیه باشد حدود حجر صغیرغیررشید همان حدود حجرصغیراست بنابراین دراینجا فقط ازحدودحجرکبیر غیررشید یعنی سفیه بحث می کنیم.(1)

 

معامله سفیه اصولاً غیرنافذ است وتعهد یک طرفی وبی عوض نافذ است همانند تملکات رایگان که هیچ نفعی رابرای اوندارد وهمچنین است قبول وقف وحق انتفاع(م 1214 ق.م).(2)

 

درمورد پذیرفتن عاریه توسط سفیه سؤال هایی مطرح است مبنی براینکه آیا سفیه می تواند عاریه رابپذیرد؟

 

به اعتقاد بعضی ازعلمای حقوق سفیه می تواند عاریه رابپذیردزیرا پذیرفتن این عقود مستلزم تصرف دراموال خود او نمی باشد(3) لیکن قبول این نظر باتوجه به دلایلی که درمورد صغیرگفته شددشواراست واقوی عدم نفوذ این اعمال بدون اذن ولی است.

 

حال پرسشی دیگرپیرامون مستعیرقرارگرفتن سفیه مطرح است مبنی براینکه اگر سفیه می تواند بدون نیاز به اذن ولی یاقیم خود تملک بدون عوض کند چرا نتواند اذن راکه برای انتفاع مجانی به اوپیشنهاد شده است بپذیرد؟

 

درپاسخ به این سؤال گفته شدکه هرچندعاریه رایگان است اما سفیه به عنوان مستعیرقرارمی گیرد وموظف است به نگهداری وبایستی پس ازمدتی به مالک بازگرداند حال اگر به موجب نداشتن تجربه یا بی توجهی به ارزش مال موردعاریه باعث نقص یااتلاف مال گردد،بازهم می توان پذیرفت که عاریه هیچ ضرری برای اوندارد!!!

 

پس به طورکلی می توان گفت که نفوذ عاریه منوط است به اذن ولی یاقیم وملاک مواد1212و1214 ق.م قابل استقلال نیست اما ازوحدت ملاک بین دیدگاههای مختلف فقهی وحقوقی نفوذاعمال سفیه بااذن ولی یاقیم ترجیح دارد.

 

1.ر.ک.:سیدعلی شایگان،حقوق مدنی،ش73،ص173

 

2.ر.ک.:ناصرکاتوزیان،قانون مدنی درنظم حقوقی کنونی،ص729

 

3.سیدحسن امامی،حقوق مدنی،ج5،ص258

 

گفتارسوم_وضعیت مجنون درانعقاد عقدعاریه:

 

مجنون عارضۀ دماغی است که مانع ازدرک اعمال شخصی می شوداعمالی که مجنون انجام می دهد به فرمان ارادۀ اونیست، ووجدانش ازآنچه می کند بی اطلاع است روانشناسان برای جنون درجه های گوناگون گفته اندزیرا این سرگشتگی گاه چنان ضعیف وپنهان است که اشخاص عادی قادر به درک آن نیستند وتنها پزشک می تواند عارضه راتشخیص دهد باوجود این درتمیزعقل ازجنون عرف ووجدان عمومی نیزاثرفراوان داردزیرا درجۀ اختلال مشاعربایدبه جایی برسد که مردم عادی شخصی رادیوانه بدانند وعلم طب به تنهای نمی تواند حدبین عقل وجنون رابه دقت رسم کند.

 

ازنظرحقوقی هیچ امتیازی بین درجه های جنون نیست وم 1211 ق.م برای پیشگیری ازهرگونه تردید می گوید:جنون، به هردرجه که باشدموجب حجراست. (1)

 

حال که مفهوم جنون راشناختیم بایستی بدانیم که قانون تنها ازمجنون دائمی سخن به میان می آوردچراکه دراسباب جنون گاه اشخاص به طورادواری درحالت جنون قرارمی گیرند که به چنین اشخاصی مجنون ادواری گفته می شود.

 

به طورکلی وضعیت معاملات مجنون ادواری درسه حالت گوناگون می توان بررسی کرد:

 

1)حالت جنون: معاملات وبه طورکلی اعمال حقوقی مجنون ادواری درحالت جنون باطل است.(م 212و 1213 ق.م)

 

2)حالت افاقه: اعمال حقوقی مجنون ادواری درحال افاقه صحیح ومعتبر است زیرا مجنون ادواری دراین حالت عاقل است.

 

3)حالت مشکوک: اعمال حقوقی مجنون ادواری درحالت مشکوک یعنی حالتی که جنون یاافاقه اومسلّم نیست مانندحالت جنون باطل است.(م1214 ق.م)(2)

 

درحقوق جدید برخی ازعلمای حقوق با استنادبه استصحاب معامله مجنون ادواری راباطل اعلام کرده اند مگراینکه مدعی ثابت نمایدکه قرارداد درزمان افاقه واقع شده است.لیکن این نظرقابل ایراداست چراکه باادواری بودن جنون یقین سابقی به دست نمی آیدتابتوان آن رااستصحاب وحکم به بقای حالت پیشین کرد.(3)

 

1.ر.ک.:ناصرکاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی،اعمال حقوق مدنی(قرارداد-ایقاع)،ش117،ص116و117

 

2.ر.ک.:مهدی شهیدی،تشکیل قراردادهاوتعهدات،ج1،ش211،ص250و251 وحقوق مدنی3(ویرایش جدید)،ش43،ص74

 

3.ر.ک.:نظرموافق سیدحسین صفایی وسیدمرتضی قاسم زاده،اشخاص ومحجورین،ش244،ص254و255و نظرمخالف سیدحسن امامی،حقوق مدنی،ص260

 

به هرحال آنچه از م1213 ق.م برمی آیدتأییدهمین نتیجه است چه این ماده باتعبیر«...مشروط براینکه افاقه اومسلّم باشد...» ،درواقع اصل رابروقوع معامله درحال جنون وبطلان آن قرارداده وخلاف آن رامحتاج به اثبات دانسته است.

 

حال بایدبدانیم که اعمال حقوقی مجنون ادواری به ویژه درحالت معیرومستعیر قرارگرفتن اودرعقدعاریه اختلاف وجوددارد. برخی ازاساتیدحقوق معتقدند که دربطلان عاریۀ مجنون به طورکلی تردیدی وجودندارد امّا این نظرقابل ایراداست(1) زیرا ازآن جایی که گفته شده اعمال حقوقی مجنون درحالت افاقه صحیح ومعتبراست مشروط براینکه افاقه اومسلم شده باشد درغیراینصورت کلیه معاملات مجنون به غیرازتملکات بلاعوض باطل است اما اگرمجنون درحالت افاقه عاریه رابپذیرد یامالی رابه عاریه بدهد درصورتی که جنون اوموجب اتلاف یانقص درارزش مال موردعاریه به وجودآوردآیابازهم می توان گفت که مسئولیتی برای اووجودندارد؟البته بایدگفت که درپاسخ به این سؤال بایستی به کتب حقوقی پیرامون ضمان قهری(مسئولیت مدنی) مراجعه کرد.(2)      

1.همان کتاب،ص261

 

2.برای مطالعه بیش تر می توان به کتاب وقایع حقوقی دکترناصرکاتوزیان مراجعه کرد.

 

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
موضوعات مشابه
  • بطلان نسبی یا مطلق معاملات تاجر در دوران توقف
  • شرایط شکلی و ماهوی برات در حقوق ایران
  • ودیعه
  • اذن و عقود اذنیه (وکالت، عاریه، ودیعه)
  • ویژگیها وماهیّت حقوقی قرارداد استفاده از رحم جایگزین
  • وکالت در قانون مدنی و فقه اسلامی
  • انتقاد شدید دکتر محمود آخوندی به قانون جدید آیین دادرسی کیفری
  • انواع و ارکان وصیت در حقوق مدنی
  • اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری
  • قتل شبه عمد در قانون جدید مجازات اسلامی
  • بررسی جنون از منظر قانون و روانپزشکی و مسئولیت کیفری مجانین
  • اقرارشرایط مقر و اقرار
  • جنون در قانون مجازات اسلامی جدید
  • اهلیت در حقوق مدنی و بین الملل
  • اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361
  • حقوق مدنی؛ چه بخوانیم؟ چگونه؟
  • چکیده اصطلاحات قانون مدنی
  • اعتبار امر مختوم در امور مدنی
  • شرایط شاهد در اداء شهادت
  • شرایط ایجاب و قبول
  • کاربرد استصحاب در حقوق مدنی
  • احوال شخصیه در فقه و حقوق
  • اصل صحت چیست؟
  • جایگاه اصل صحت در گره گشایی از اختلافات حقوقی
  • آیا ورشکسته محجور است؟
  •  

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    سوال:
    پایتخت ایران
    پاسخ:*
    کد را وارد کنید: *